تبلیغات
به وسعت آسمان - اسوه ی حسنه(۷)
 
درباره وبلاگ
نظرسنجی
به نظر شما اجرای نظام 3-3-6 و شروع آن در سال تحصیلی (92-91) تا چه حد موفّق بوده است؟






جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

به وسعت آسمان




                        
   رسول خدا (ص) بسیار باگذشت و بخشنده بودند و هیچ گاه به خاطر خود از کسی انتقام نمی گرفتند. در سال هفتم هجری پیامبر گرامی اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به خیبر تشریف بردند و قلعه های آن را یکی پس از دیگری فتح نمودند. یک زن یهودی از اهالی آن جا به نام زینب بنت حارث٬ همسر سلام بن مشکم گوسفندی بریان نزد پیامبر (ص) فرستاد. رسول خدا (ص) همراه با برخی از اصحاب شروع به خوردن نمودند. هنگامی که از قسمت بازوی گوسفند به دهان مبارک گذاشتند٬ به امر خدا٬ بازو به سخن درآمد و به آن حضرت خبر داد که مسموم است. رسول خدا (ص) از خوردن بازایستادند و همراهان خود را نیز از خوردن بازداشتند. سپس زن یهودی را طلبیده از او پرسیدند: « چرا این گوسفند را مسموم کردی؟ » گفت: « قصد کشتن شما را داشتم و فکر کردم اگر شما پیامبر باشید٬ به شما ضرری نخواهد رسید و اگر پیامبر نباشید٬ از دستتان راحت می شویم. » آن حضرت فرمودند: « خداوند تو را بر این خواسته مسلّط نخواهد کرد. » اصحاب عرض کردند: « آیا این زن را بکشیم؟ » فرمودند: « نه. » امّا زمانی که یکی از همراهان پیامبر (ص) به نام بشر بن براء بن معرور (رض) بر اثر خوردن آن غذای مسموم از دنیا رفت٬ به خاطر قتل او٬ فرمان دادند زن یهودی را قصاص کنند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 27 دی 1393 :: نویسنده : ابوالقاسم محمد خلیلی پور رودی
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.