تبلیغات
به وسعت آسمان - هر کس به طریقی دل ما می شکند!
 
درباره وبلاگ
نظرسنجی
به نظر شما اجرای نظام 3-3-6 و شروع آن در سال تحصیلی (92-91) تا چه حد موفّق بوده است؟






جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

به وسعت آسمان




   امروز چهارشنبه ۹۳/۱۱/۱۵ به مناسبت دهه ی مبارک فجر در مدرسه مراسم جشن و تقدیر از دانش آموزان را برگزار نمودیم٬ البتّه تقدیر از دانش آموزان٬ به تحقیر معلّم تبدیل شد و من٬ شاهد برخوردی ناخوشایند بودم٬ آن قدر سنگین و غیرمنتظره که به سردردی منجر شد که نا حالا (ساعت ۱:۳۰ بامداد ) هنوز برطرف نشده است!    من پس از پایان مراسم٬ به دفتر مدرسه رفتم که ناگهان دیدم مادر یکی از دانش آموزانم همراه شوهرشان به دفتر آمده و با لطف بی پایانی که نسبت به بنده و دیگر اولیاء مدرسه داشتند٬ همه ی ما را به رگبار توبیخ و گلایه و شکایت بستند و در حضور تعدادی از همکاران و برخی از دانش آموزانم با من به مجادله پرداخته و تمام فعّالیّت های ۱۵ سال معلّمی ام را زیر سؤال بردند. موضوع این بود که قرار بود طبق نظر شورای مدرسه از هر کلاس ۱۰ نفر از دانش آموزان برتر نوبت اوّل به دفتر مدرسه معرّفی شوند تا در مراسم از آن ها تقدیر به عمل آید٬ به این ترتیب که ۵ نفر اوّل٬ جایزه ای برتر و ۵ نفر دیگر جایزه ای معمولی تر٬ به همراه تقدیرنامه دریافت نمایند. این را هم بگویم که من با این نوع تشویق ها چندان موافق نیستم٬ زیرا مقایسه ی دانش آموزان با یکدیگر و تعیین افراد برتر٬ به خصوص با وجود اجرای طرح ارزشیابی توصیفی معنایی ندارد و باید هر دانش آموز با خودش مقایسه شود و پیشرفت یا افت وی نسبت به قبل مشخّص شود. بعضی از معلّمان هم که معتقدند باید همه تشویق شوند٬ در حالی که اگر به همه جایزه بدهیم٬ این٬ دیگر جایزه و تشویق و تقدیر نیست! آوردن جوایز توسّط اولیا٬ روش اشتباه دیگری است که برخی از مدارس در این گونه مراسم ها توصیه می کنند. بعضی از دانش آموزان و اولیاء آنان هم که فکر می کنند دادن جایزه به بعضی از فراگیرندگان به معنای آن است که معلّم٬ این چند نفر را دوست دارد و بقیّه چندان مورد توجّه نیستند! از طرفی کمبود سرانه و بودجه ی مدارس و برخی از بد سلیقگی ها و عدم تناسب جایزه با علایق و سنّ دانش آموزان هم مزید بر علّت می شود. در هر صورت من با دقّت فراوانی که همیشه به داشتن آن افتخار می کنم و در مقابل٬ از سطحی نگری٬ بی خیالی و شتابزدگی بیزارم٬ شب قبل٬ تا ساعت ۱ بامداد مشغول بررسی نمرات دانش آموزان و معدّل آنان بودم تا خدای نخواسته هیچ دانش آموزی مشمول ذرّه ای ظلم و بی انصافی نشود٬ چرا که از خدا می ترسم. کاری که همیشه موقع ثبت نمرات انجام می دهم و برای بررسی و معدّل گیری نمره های مستمر٬ خود را به زحمت می اندازم. امسال طرح ارزشیابی توصیفی در کلّ مقطع ابتدایی از جمله پایه ی ششم اجرا می شود٬ ولی با توجّه به آن که به عقیده ی من٬ باید تفاوتی بین ۱۸ ٬ ۱۹ و ۲۰ باشد ( که هر سه نمره در کارنامه ی توصیفی « خیلی خوب » هستند. ) و اولیا از نقاط ضعف فرزندانشان آگاهی یابند و از طرفی٬ انتخاب  ۵ یا ۱۰ نفر برای تشویق و تقدیر٬ بدون در نظر داشتن نمرات کمّی٬ کار بسیار دشواری است٬ من - که در امتحان ها به دانش آموزان هم بازخورد کمّی و هم توصیفی داده بودم و در کارنامه٬ بازخورد توصیفی - با دقّت٬ نمره های دانش آموزان در همه ی دروس را بررسی کرده و اسامی ۱۰ نفر افراد برتر را تحویل دفتر آموزشگاه دادم.
   مادر آن دانش آموز معتقد بود چون فرزندش در همه ی دروس در کارنامه « خیلی خوب » بوده٬ باید جزء ۵ نفر اوّل و شاید هم ۳ نفر اوّل باشد و چرا دو نفر دیگر که همه ی دروسشان « خیلی خوب » بوده و یک « خوب » در کارنامه داشته اند٬ از او جلوتر باشند و جایزه ی فرزندش را که باز شده بود٬ آورده به من نشان داده و گفت: چرا به فرزند من٬ این جایزه را داده اید و آن ها که ضعیف تر از او بوده اند٬ جایزه ای بهتر دریافت کرده اند؟ و مدّعی شد که روحیّه ی فرزندم امسال به شدّت آسیب دیده و در این مدرسه تبعیض وجود دارد و با رفتاری توهین آمیز و عدم کنترل خشم و عصبانیّت خود٬ حاضر نشد حتّی به پاسخ های من گوش دهد و سپس از مدیر و دو معاون مدرسه هم گلایه های دیگری نمود. در حالی که معدّل فرزند ایشان ۱۸/۴۳ شده بود و معدّل دو دانش آموز دیگر ۱۸/۷۴ و ۱۸/۹۷. بنابراین در حقّ فرزندِ این خانم محترم ارفاق بیش تری شده بود که همه ی دروسش در کارنامه « خیلی خوب » بود. من بلافاصله برگه ای را که نمرات دانش آموزان را در آن نوشته و تفاوت بین آن ها را ثبت کرده بودم٬ درآورده  به ایشان نشان دادم٬ ولی گفتند: من به این برگه کاری ندارم و برای من٬ ملاک٬ کارنامه است و مدّعی شدند که کسی برگه ی امتحان فرزندم را به من نشان نداده است! من در پاسخ گفتم: من پوشه های امتحانات را برای اولیا فرستاده ام تا رؤیت و امضا نمایند و اگر شما ندیده اید یا فرزندتان به رؤیت شما نرسانده است٬ تقصیر من چیست؟! گفتند: ارزشیابی توصیفی است و فرقی بین ۱۷ و ۲۰ نباید باشد و من٬ این صحبت شما را به اطّلاع اداره خواهم رساند.
چند نکته خطاب به مادر آن دانش آموز: ( چون حاضر نشدند به حرف هایم گوش کنند و مرتّب حرف های خودشان را زدند. )
۱- اگر برای شما٬ ملاک کارنامه است و ارزشیابی توصیفی٬ پس چرا فرزندتان را با دیگران مقایسه می کنید؟! این کار٬ کاملا مخالف روح حاکم بر ارزشیابی توصیفی است.
۲- شما که ادّعا می کنید٬ برگه های امتحانی و نمره های فرزندتان را کسی به رؤیت شما نرسانده است و فقط کارنامه را دیده اید٬ از کجا از نمره های ۳-۲ دانش آموز دیگر مطّلع هستید؟
۳- اشتباه از من بوده که به فرزند شما بیش از دیگران ارفاق کرده ام٬ به طوری که در درس اجتماعی نمره ی ۱۶ گرفته بود٬ امّا با در نظر گرفتن روحیّه ی وی و به خاطر اصرار زیادی که داشت٬ او را به ۱۸ رساندم تا در همه ی دروس « خیلی خوب » باشد. ( البتّه به دیگران هم ارفاق نمودم٬ ولی علّتِ این ارفاق حلّ مشکل فرزند شما بود. ) این باعث شد که روز بعد٬ پس از این که کارنامه ها را به دانش آموزان دادم٬ برخی از بچّه ها به نمره ی فرزند شما در درس اجتماعی اعتراض نمایند و حالا من هم باید پاسخگوی اعتراض آن ها باشم و هم مورد شکایت و سرزنش شما قرار بگیرم! هر چند می دانم که در آن صورت هم اعتراض می کردید که چرا نمره ی اجتماعی فرزندم در مقایسه با دروس دیگر پایین است؟
۴- اشتباه دیگر بنده٬ دقیق و منصف بودن است و ای کاش می توانستم چشم بسته و بدون هیچ بررسی و تحقیقی٬ ۱۰ نفر را مشخّص کنم.
۵- فرزند شما روزی که قرار بود کارنامه بدهیم٬ به مدرسه نیامد٬ فقط به این دلیل که نمی خواست کارنامه ای را دریافت کند که یکی از دروس آن٬ « خوب » بود و این را خودش به یکی از همکلاسی هایش گفته بود و هنگامی که پوشه های امتحانات را تحویل گرفتند٬ به من گفت: نمی شود من پوشه ام را به خانه نبرم؟ چون ممکن است گم شود! این ها به خوبی بیانگر این است که دانش آموز می داند والدینش حاضر نیستند با واقعیّت رو به رو شوند و او را در موقعیّتی بالاتر از آن چه هست و می تواند باشد٬ تصوّر می کنند! در نتیجه از بردن برگه های امتحانی و کارنامه به منزل واهمه دارد. آیا این رفتار٬ مترادف با « دفاع از روحیّه ی فرزند » است یا بر عکس٬ ضربه زدن به وی و دور نگه داشتن او از واقعیّت٬ ایجاد استرس و اضطراب و پشتیبانیِ افراطی از او؟!
۶- فرض کنید امسال٬ کاسه و کوزه را سرِ منِ آموزکار ششم شکستید و گذشت٬ آیا سال دیگر در دوره ی متوسّطه ی اوّل هم می توانید این رفتار را ادامه دهید و چند نفر معلّم را در دروس مختلف به خاطر نمره ی فرزندتان به رفتار تبعیض آمیز محکوم و توبیخ نمایید؟! آیا در دبیرستان و سپس کنکور ـ البتّه اگر تا آن زمان٬ کنکور حذف نشود - هم قرار است این شیوه را ادامه دهید؟!
۷- پرسیدید: آیا فرزندم ضعیف است؟ پاسخ دادم: اگر ضعیف می بود٬ او را مورد تشویق قرار نمی دادیم و ششمین دانش آموز برتر کلاس معرّفی نمی شد.
۸- من به عنوان یک معلّم بیش از هر چیز به تربیت دانش آموزان در همه ی ابعاد جسمی٬ روانی٬ شناختی٬ عاطفی و دینی - قرآنی اهمّیّت می دهم و مراقب هستم خدای نخواسته با دانش آموزی برخوردی تحقیرآمیز نداشته باشم و از توهین٬ تهدید و سرزنش فراگیرندگان٬ حتّی آن هایی که ضعیف تر هستند و تلاش کمتری دارند٬ خودداری می کنم و به روحیّات و عواطف آن ها احترام می گذارم و در یک کلام٬ به عنوان معلّمی که فرزندِ یک معلّم دلسوز و فداکار است و از همان آغاز٬ معلّمی را با عشق و علاقه انتخاب کرده و شغلی٬ غیر از معلّمی ندارد٬ با دانش آموزانم زندگی می کنم. به همین دلیل است که معمولا در این چند سال خدمت معلّمی ام٬ در هر آموزشگاهی که بوده ام٬ غالبا دانش آموزانِ کلاس من٬ کم ترین آمار غیبت را در طول سال تحصیلی داشته اند و هر سال٬ چه زمانی که در پایه ی پنجم تدریس می کردم و چه الآن٬ دانش آموزانِ سال های قبلم که به راهنمایی رفته اند٬ بارها و بارها به مدرسه آمده و می آیند و جویای احوالِ من می شوند و با این مهربانی هایشان٬ قدرشناسی خود را نسبت به تلاش ها و رفتارهای دوستانه ی معلّمشان ابراز می دارند.
۹- آن ۳-۲ دانش آموزی که شما به تشویق آن ها اعتراض داشتید٬ هیچ کدام با من٬ نسبت فامیلی ندارند تا دلیلی برای تبعیض وجود داشته باشد.
۱۰- اگر خواستید به اداره یا هر جایی دیگر تشریف ببرید٬ مختارید. من در نخستین سالِ اجرای نظام ۳-۳-۶ مدرّس ریاضی ششم و سرگروه این پایه و مسئول برگزاری امتحانات هماهنگ خردادماه پایه ی ششم در منطقه بودم و کارگاه های آموزشی متعدّدی را برای همکاران و آزمون هایی را برای سنجش پیشرفت تحصیلیِ دانش آموزان برگزار کردیم و خوشبختانه همکاران اداره و آموزگاران٬ به خصوص معلّمان پایه ی ششم بنده را به خوبی می شناسند و هیچ باکی از این بابت ندارم و عملکردم قابل توضیح و دفاع است.
۱۱- گفتید: شما همیشه جوابِ سربالا می دهید! در حالی که همکاران پایه ی ششم برخورد مرا در کلاس های ضمن خدمت و بازدید های سرگروه های آموزشی از مدارس و کلاس ها به یاد دارند و از من٬ جز صبر و حوصله٬ مدارا٬ بردباری٬ احترام به همکاران و مغتنم شمردن فرصت برای یاد گرفتن از آنان٬ چیز دیگری سراغ ندارند. به همین علّت در فرم های نظرسنجی از همکاران در مورد کلاس های ضمن خدمت٬ رضایت خود را با دادن امتیاز به بنده با میانگین بالای ٪ ۹۳ اعلام نمودند و در همان سال٬ در انتخابات سرگروه های آموزشی٬ من را انتخاب کردند. ای کاش شما به جای آن که با تندی٬ خشونت و عصبانیّت شروع کنید٬ با آرامش و متانت٬ دلیل این موضوع را جویا می شدید تا به قول خودتان٬ با جواب سربالا مواجه نشوید!
۱۲- امروز در میانه ی سیزدهمین سال تدریس و پانزدهمین سال خدمت معلّمی٬ « معلّم عاشق » دلش شکست٬ بیش از همه به خاطر این آزرده خاطر شد که این برخورد و رفتار٬ از جانب یک فرهنگی و همکار صادر شد و تاکنون هیچ یک از اولیا٬ با سواد یا بی سواد٬ فرهنگی٬ پزشک٬ کارمند٬ کارگر٬ دامدار٬ کشاورز٬ روستایی یا شهری با من چنین برخوردی را٬ آن هم با این درجه از شدّت و تندی نداشتند. آیا نتیجه ی ۴/۵ ماه زحمت و تلاش و آموزش و تحمّل بازیگوشی ها و شیطنت های برخی از دانش آموزان و برخورد ملاطفت آمیز و سعه ی صدر همین است؟! واقعا برای شما متأسّفم!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 16 بهمن 1393 :: نویسنده : ابوالقاسم محمد خلیلی پور رودی
نظرات ()
پنجشنبه 23 بهمن 1393 08:59 ب.ظ
سلام همکار گرامی
خسته نباشید،میدانم بر شما و سایر همکاران خوبم در آن واحد آموزشی چه گذشته است!احساس شما را کاملا" درک میکنم.تاسف همه ما این است ؛ چرا یک فرهنگی؟! حقیقتا" میخواستم در ارتباط با این مجادله! مطلب مفصلی بنویسم! ولی دیدم سکوت کنم و به همین چند سطر بسنده نمایم بهتر است!
وبه شما همکار خوب ،پرتلاش و نادیده ام عرض میکنم؛ برادرم سعی کنید با این موضوع به راحتی کنار بیایید،ااجازه ندهید افراد متکبر،تنگ نظر،کوته بین انگیزه شما را از بین ببرد...موفق باشید

از دشمنان برند شکایت به دوستان

چون دوست دشمنست شکایت کجا بریم
ابوالقاسم محمد خلیلی پور رودی سلام٬ از لطف و عنایت شما همکار گرامی و برادر عزیز سپاسگزارم! سربلند و بانشاط باشید!
جمعه 17 بهمن 1393 10:12 ب.ظ
سلام و درود بر شما
آقای خلیلی مدت زیادی است که شما را از طریق وبلاگتان می شناسم و می دانم که شما هیچ تبعیضی بین دانش آموزانتان قایل نیستید.
متاسفانه والدینی که انتظار بیش از حدی از فرزندان خود دارند دچار این بدبینی نسبت به معلم فرزند خویش می شوند...در حالیکه شما کارتان را درست انجام داده اید .
از این بابت به شما باید عرض کنم که اصلا به هیچ عنوان ناراحت نباشید و با وجدان آسوده ای به کارتان ادامه دهید.
امیدوارم که سردردتان هم تا الان خوب شده باشد.
صبر پیشه نمایید که خدا با صابران است.
ابوالقاسم محمد خلیلی پور رودی سلام٬ ممنون از لطف و محبّت شما معلّم مهربان و همکار گرامی! ان شاء الله همواره موفّق و سعادتمند باشید! به من و شما همیشه گفته اند و می گویند: « معلّمی٬ شغل انبیاست. » پیامبران الهی با آن مقام و منزلتی که نزد خداوند سبحان داشتند٬ هم بارها در انجام رسالت خود٬ مورد اذیّت و آزار فراوان قرار گرفتند٬ ما نیز باید صبر و بردباری را از آن معلّمان بزرگ و والامقام بیاموزیم. باز هم از مهربانی و عنایت شما ممنونم!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.