تبلیغات
به وسعت آسمان - اسوه ی حسنه(۱۲)
 
درباره وبلاگ
نظرسنجی
به نظر شما اجرای نظام 3-3-6 و شروع آن در سال تحصیلی (92-91) تا چه حد موفّق بوده است؟






جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

به وسعت آسمان




 
  
    معاذ بن جبل (رضی الله عنه) از قاریان بزرگ و از علمای صحابه بود. او نماز عشاء را در مسجدالنّبی پشت سر پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و سلّم) می خواند و سپس به مسجد محلّه ی خود می رفت و برای کسانی که آن جا بودند٬ امامت می داد. یکی از شب ها معاذ برای امامت نماز٬ تکبیر گفت. جوانی از قومش آمد و همراهشان به نماز ایستاد. وقتی معاذ فاتحه را تمام کرد و گفت: «ولا الضّالّین». مردم گفتند: آمین. سپس سوره ی بقره را شروع کرد.

   در آن زمان مردم از کار در مزرعه و چراندن دام هایشان در طول روز بسیار خسته بودند و به محض این که نماز عشا را می خواندند٬ به رختخواب می رفتند. در میان آن جماعت٬ جوانی بود به نام سلیم که از بستگان معاذ بود. سلیم وقتی دید نماز طولانی شد٬ خودش به تنهایی نمازش را تکمیل کرد و از مسجد به خانه رفت.
هنگامی که معاذ نماز را به پایان رساند. عدّه ای گفتند: ای معاذ! فلانی با ما به نماز ایستاد٬ ولی به خاطر طولانی شدن٬ از نماز جماعت خارج شد. معاذ خشمگین شد و گفت: در او آثار نفاق می بینم٬ من رسول الله را از این کارش مطّلع خواهم ساخت. سخن معاذ را به آن جوان رساندند. جوان گفت: من نیز رسول الله (صلّی الله علیه و سلّم) را از کارش مطّلع خواهم نمود.

   فردا هر دو نزد پیامبر (ص) رفتند. معاذ کار جوان را برای رسول الله (ص) بازگو کرد. جوان گفت: ای رسول خدا! او مدّتی طولانی نزد شما می ماند و وقتی پیش ما می آید٬ نماز را طولانی می خواند. به خدا قسم ای رسول خدا٬ ما به خاطر طولانی خواندن معاذ به نماز عشای خود نمی رسیم. پیامبر (صلّی الله علیه و آله وسلّم) فرمودند: ای معاذ! چه می خوانی؟ معاذ به آن حضرت عرض کرد که سوره ی بقره و برخی از سوره های طولانی را می خواند. پیامبر اکرم (ص) وقتی دانستند که مردم به خاطر طولانی شدن٬ به نمازشان نمی رسند و این که چگونه نماز برایشان سخت و سنگین است٬ خشمگین شدند. رو به معاذ کردند و فرمودند: آیا تو فتنه گری ای معاذ؟! (یعنی می خواهی مردم را به فتنه بیندازی و آن ها را از دینشان متنفّر سازی؟) این سوره ها را بخوان: « وَالسَّماءِ وَالطّارِق »٬ « وَالسَّماءِ ذاتِ البُروجِ »٬ « وَالشَّمسِ وَ ضُحاها » و « وَاللَّیلِ اِذا یَغشی » سپس رو به سلیم کردند و با نرمی از او پرسیدند: ای برادرزاده! تو در نماز چه می خوانی؟ گفت: سوره ی فاتحه را می خوانم و از خدا بهشت را می خواهم و از آتش دوزخ به او پناه می برم. سپس جوان به خاطر آورد که پیامبر اکرم (ص) را می بیند که بسیار دعا می کنند و معاذ را نیز چنین می بیند٬ در پایان سخنانش افزود: من زمزمه ی شما و معاذ را نمی دانم. (یعنی دعای شما بسیار طولانی است و من نمی توانم چنین دعا کنم.) رسول خدا (ص) فرمودند: من و معاذ هم در مورد همین دو تا زمزمه می کنیم.(یعنی دعای ما هم درباره ی بهشت و دوزخ است.) جوان که از اتّهام نفاق توسّط معاذ به او بسیار متأثّر و ناراحت شده بود٬ گفت: ولی معاذ خواهد فهمید که وقتی دشمنان آمدند٬ من چه خواهم کرد. (یعنی در جهاد در راه خدا٬ ایمان من به معاذ نشان داده خواهد شد٬ او که مرا به نفاق متّهم کرده است!) چند روزی نگذشت که جنگ بر پا شد و سلیم (رض) در میدان نبرد جنگید و به شهادت رسید. وقتی پیامبر (ص) از این امر مطّلع شدند٬ به معاذ فرمودند: طرف دعوای من و تو چه کرد؟ (یعنی کسی که او را به نفاق متّهم کردی.) معاذ (رض) گفت: ای رسول خدا (ص)! او با خدا صادق بود و من دروغ گفتم٬ او شهید شد.



منابع:
۱- از زندگی لذّت ببر٬ محمّد عریفی٬ ترجمه: سمیّه اسکندری فر٬صص ۷۰-۶۸.
۲-روش نماز پیامبر (ص)٬ محمّدناصرالدّین آلبانی٬ ترجمه: عبدالله ریگی احمدی٬صص ۷۶-۷۵.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 10 مهر 1394 :: نویسنده : ابوالقاسم محمد خلیلی پور رودی
نظرات ()
دوشنبه 13 مهر 1394 10:48 ق.ظ
بسیار مفید ..

با تشکر
--------------
http://www.robotblog.ir سیستم اتوماتیک ارسال نظر گروهی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.