تبلیغات
به وسعت آسمان - اسوه ی حسنه(۱۴)
 
درباره وبلاگ
نظرسنجی
به نظر شما اجرای نظام 3-3-6 و شروع آن در سال تحصیلی (92-91) تا چه حد موفّق بوده است؟






جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

به وسعت آسمان




   پیامبر اکرم (ص) وارد مسجد مدینه شد. دو گروه را دید که در دو گوشه از مسجد نشسته اند. یک گروه مشغول عبادت و ذکرگویی و گروه دیگر به بحث و گفت و گو درباره ی یک موضوع علمی و تعلیم و تربیت سرگرم بودند. هر دو گروه را از نظر گذراند و از دیدن شان لذّت برد. بعد به کسانی که همراهش بودند٬ فرمود: « این دو گروه نیکوکارند و هر دو عاقبت به خیرند. »

سپس جمله ای را اضافه کرد: « ولی من برای تعلیم و یاد دادن فرستاده شده ام و کار این گروه را ترجیح می دهم. » آن گاه نزد گروهی رفت که در حال تعلیم و تعلّم بودند و در حلقه ی آنان نشست.۱
                                                 
                                              *  *  *  *  *  *  * *  *  *

   پیامبر (ص) نوه های خود حسن و حسین (علیهما السّلام) را خیلی دوست داشت٬ همواره از دیدن آن دو خیلی خوش حال می شد و همیشه آن ها را می بوسید. یک روز که باز هم حسن (ع) و حسین (ع) به نزد پیامبر (ص) آمده بودند٬ رسول خدا آن ها را روی زانوهایش نشاند و هر دو را بوسید. مردی که نظاره گرِ رفتار پیامبر (ص) بود٬ به ایشان گفت: « من ۱۰ فرزند دارم که تاکنون هیچ کدام را نبوسیده ام. » پیامبر (ص) از این حرف مرد ناراحت شد و رنگ چهره ی ایشان تغییر کرد. آن حضرت دلش برای بچّه های آن مرد سوخت که پدرشان این قدر بی رحم است. بعد خطاب به او فرمود: « هر کس به کودکان مسلمان مهربانی نکند و به پیران مسلمان احترام نگذارد٬ از ما نیست. »۲

۱-دوماهنامه ی شوق تغییر(۵)٬ سال اوّل٬ شماره ی پنجم٬ خرداد و تیر ۹۲ ٬ ص۴.
۲-دوماهنامه ی شوق تغییر(۳)٬ سال اوّل٬ شماره ی سوم٬ دی و بهمن ماه ۹۱ ٬ ص۷.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 5 اسفند 1394 :: نویسنده : ابوالقاسم محمد خلیلی پور رودی
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.