درباره وبلاگ
نظرسنجی
به نظر شما اجرای نظام 3-3-6 و شروع آن در سال تحصیلی (92-91) تا چه حد موفّق بوده است؟






جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

به وسعت آسمان




   یادداشت زیر را در شهریورماه سال ۱۳۹۰ برای ماهنامه ی رشد آموزش ابتدایی فرستادم که متأسّفانه به دلایلی از جمله نظر هیئت تحریریّه مبنی بر نمک پاشیدن بر زخم معلّمان به چاپ نرسید. اکنون در آستانه ی هفته ی بزرگداشت مقام معلّم٬ قسمت هایی از آن را برای استفاده ی خوانندگان عزیز منتشر می کنم:

   مدّتی پیش به فکر افتادم که نظر خود را در رابطه با «روز معلّم» و کاستی های آن برای شما بفرستم تا این که مطلب «تقدیر یا تحقیر» از خانم ژانت نوراللّهی را در صفحه ی ۲۴ و ۲۵ رشد آموزش ابتدایی اردیبهشت ماه ۹۰ مطالعه کردم. ضمن تشکّر از این همکار برای صداقت و صراحتشان٬ خواستم عرض کنم من هم با دیدگاه ایشان موافقم. شکّی نیست که هدف از نام گذاری روز ۱۲ اردیبهشت به عنوان «روز معلّم» تقدیر و سپاس از باغبانان زحمتکش و فداکار بوستان تربیت بوده است٬ ولی آیا قدردانی از تلاش و فداکاری های معلّمان در یک روز و یا یک هفته کافی است؟! و آیا تلخیِ برخوردهای نسنجیده ی بعضی از مسئولان آموزش و پرورش٬ با شعار دادن و تبریک گفتن در این یک روز و سخنرانی های مبسوط فراموش می شود؟! آیا کوتاهی های برخی از اولیا در زمینه ی ارتباط با مدرسه و توجّه به وضعیّت تحصیلی فرزندانشان٬ با فرستادن یک کادو جبران می شود؟!

   در این سال ها خودم بارها شاهد برخی هدیه دادن ها در روز معلّم بوده ام که به قول سرکار خانم نوراللّهی به جای تقدیر٬ تحقیر مقام معلّم را در پی داشته است! به عنوان مثال مدیر مدرسه٬ رئیس انجمن اولیا و مربّیان را به دفتر مدرسه دعوت می کند و برای تقدیر از همکاران خود٬ از وی مبلغی پول می گیرد. مدیری دیگر پس از برگزاری مراسم و دادن هدایا٬ به علّت آن که سرانه ی کمی در اختیار دارد٬ غیر مستقیم به همکاران گوشزد می کند که مدرسه از نظر مالی در مضیقه است؛ با این حال برای کادوها فلان مبلغ پرداخت شده است. در نتیجه برخی از همکاران بعداً پول کادویی را که گرفته اند٬ به مدیر برمی گردانند! حکایتی عجیب تر که برای یک همکار خواهر پیش آمده بود٬ این که مدیر سرِ صف به دانش آموزان تذکّر می دهد که به هیچ وجه کادو نیاورند. با این حال٬ دانش آموزانِ یکی از کلاس ها با جمع آوری مبلغی٬ یک ربع سکّه برای خانم معلّمشان هدیه می آورند. خانم معلّم در دفتر مدرسه جریان را برای همکاران بازگو می کند. مدیر مدرسه به او می گوید: قرار گذاشته ایم که دانش آموزان٬ کادو نیاورند. آن را بدهید تا برای مخارج مدرسه صرف شود. و سپس کادو را از خانم معلّم پس می گیرد! بعضی از بچّه ها به پدر و مادر برای تهیّه ی کادو فشار می آورند و برخی هم وسایل استفاده شده ی منزل را به مدرسه می برند. خانم معلّمی در تلویزیون تعریف می کرد که دانش آموزِ وی٬ قندانی را که تهِ آن خاکه قند داشته٬ بدون هماهنگی با مادرش به وی کادو داده است! در تعدادی از مدارس٬ برای جلوگیری از وقوع چنین اتّفاقاتی٬ قبل از فرا رسیدن هفته ی معلّم٬ مدیر و معاون٬ دانش آموزان را تهدید می کنند که مبادا برای ما و همکاران٬ کادو بیاورید. در غیر این صورت٬ از نمره ی انضباط شما کم خواهد شد. و نتیجه آن می شود که دانش آموزان٬ نشانیِ معلّم خود را جویا می شوند و یواشکی همراه پدر یا مادرشان٬ هدیه را به درِ خانه ی آموزگار می برند.

   دو سه سالی است که مُد شده است ادارات آموزش و پرورش در یکی از روزهای ماه مبارک رمضان٬ به همکاران افطاری می دهند. به معلّم گفته می شود برود از رستوران٬ افطاری اش را بگیرد. (شهرستانی کوچک است و ظاهراً هماهنگی انجام شده و لیست اسامی همکارانِ آن چند مدرسه ای که نوبتشان است٬ در اختیار رستوران قرار گرفته است.) وقتی همکار به رستوران مراجعه می کند٬ مسئول آن جا از وی رسید مطالبه می نماید. مدرسه هم که چیزی از رسید به همکار نگفته است! در نتیجه معلّم با شدّت عصبانیّت و ناراحتی و با دست خالی به منزل بر می گردد و عطای افطاریِ اداره را به لقایش می بخشد! موفّقیّت هایی که بعضی از همکاران در طول سال کسب می کنند٬ تقدیرنامه های آن معمولاً ماه ها پس از انجام فعّالیّت٬ در هفته ی معلّم و حتّی گاهی سال بعد صادر می شود که برخلاف قانون «تقویت مثبت» است -که باید فوری انجام شود- و شیرینیِ چندانی ندارد! علاوه بر این ها چند سالی است که رسم شده است از طرف استاندار٬ مدیرکل٬ فرماندار و رئیس اداره به همکاران٬ تقدیرنامه هایی در هفته ی معلّم اهدا می شود. البتّه این کار٬ خودش توجّه و اهمّیّت به مقام معلّم را می رسانَد٬ ولی بعضی اوقات از مدیران و یا خودِ همکاران خواسته می شود برای این کار٬ به اداره بروند و در نمازخانه ی اداره٬ در میان تقدیرنامه هایی که دسته دسته روی زمین قرار گرفته اند٬ به دنبال تقدیرنامه های خود بگردند؛ این هم نوعی دیگر از بی احترامی به مقام معلّم! (در واقع٬ استاندار و فرماندار به معلّمان احترام گذاشته اند٬ امّا خودِ ما معلّمان به گونه ای عمل می کنیم که به همکار توهین می شود!) در مراسم بزرگداشت مقام معلّم هم آن قدر برنامه ها به درازا می کشد که آنچه فراموش می شود٬ تجلیل از معلّمان است و مجری در پایان٬ اعلام می کند که به علّت ضیق وقت٬ از همکاران برگزیده و نمونه تقاضا می شود بعد از پایان مراسم٬ مراجعه کنند و هدیه ی خود را بگیرند. پس از برگزاریِ مراسم٬ ازدحام همکاران واقعاً تماشایی است! در مراسم بزرگداشت مقام معلّم سال گذشته٬ خودِ من و اغلب همکاران آموزشگاه به دلیل همین رفتارها شرکت نکردیم. (با وجود آن که مراسم٬ خارج از ساعت اداری و رو به روی میلانِ منزل خودم برگزار شد.) در مراسم تجلیل از برگزیدگان دوره ی ابتدایی سال گذشته ی استان خراسان رضوی (۱۳۸۹)٬ به راستی سنگ تمام گذاشتند و مراسمی شایسته ی مقام معلّم برگزار شد. در پایان به هر کدام از برگزیدگان٬ لوح تقدیری از مدیرکلّ محترم و یک کارت هدیه ی ۵۰ هزار تومانی اهدا گردید که شگفتی و خوش حالیِ همکاران را در پی داشت؛ ولی بعداً فهمیدیم که در جلسات و همایش های وزارت کار٬ به تک تکِ کارمندان٬ همین مبلغ و حتّی بیش تر از آن را می دهند! (چه برسد به برگزیدگان!) در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران که در اردیبهشت ماه و هم زمان با هفته ی معلّم آغاز می شود و مخاطبانِ اصلیِ آن به جز دانشجویان و دانش آموزان٬ ما معلّمان هستیم٬ متأسّفانه هیچ خبری از اختصاص بُن خرید کتاب به فرهنگیان نیست و این امتیاز٬ فقط به دانشجویان تعلّق می گیرد! انگار معلّمان٬ خارج از مدارس به فراموشی سپرده شده اند! تازه تقدیر و تجلیل از معلّمان و تبریک گفتن به آنان هم٬ با تمام کاستی ها٬ فقط توسّط خودشان انجام می شود و گاهی هم توسّط اولیای دانش آموزان٬ به اجبار و اصرار فرزندانشان. 

   راستی آیا گرامیداشت مقام والای معلّم در جامعه باید این گونه باشد؟! آیا نگرش های منفیِ بخشی از جامعه٬ در این هفته اصلاح می شود یا آن که باز هم باید شنونده ی این سخنان باشیم؟ «شما معلّمان پولِ مُفت می گیرید؛ شما چهار یا پنج ماه از سال را تعطیل هستید؛ هیچ شغلی ساده تر از معلّمی نیست! و ...» سرتان را به درد آوردم٬ ولی این رشته سرِ دراز دارد. شما را نمی دانم! ولی من هم مثل خانم نوراللّهی٬ بعد از ۹ سال تدریس به این نتیجه رسیده ام که پیشنهاد کنم لطفاً روز معلّم را حذف کنید!
   




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 11 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : ابوالقاسم محمد خلیلی پور رودی
نظرات ()
جمعه 17 اردیبهشت 1395 08:37 ق.ظ
با سلام و تبریک خدمت شما استاد بزرگوار

با نظر شما کاملاً مواففم.
عالی و عاااااااااااااالی بیان نمودید.
سربلند باشید.
ابوالقاسم محمد خلیلی پور رودی سلام٬ متقابلاً بر شما مبارک باد! خیلی ممنون از حسن توجّه و لطف شما٬ موفّق باشید!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.