تبلیغات
به وسعت آسمان - خانه از پای بست ویران است!(۱)
 
درباره وبلاگ
نظرسنجی
به نظر شما اجرای نظام 3-3-6 و شروع آن در سال تحصیلی (92-91) تا چه حد موفّق بوده است؟






جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

به وسعت آسمان




در سلسله مطالبی که با این عنوان پیش رو داریم٬ به برخی از مشکلات و ضعف های موجود در آموزش  پرورش می پردازیم. از همکاران محترم٬ اولیاء گرامی٬ دانش آموزان عزیز و همه ی کسانی که به نحوی با آموزش و پرورش در ارتباطند و برای ارتقاء آن دلسوزی می نمایند٬ خواهشمندم نظرات و پیشنهادهای خود را در این خصوص و در رابطه با دیگر مشکلات موجود ارائه نمایند. امیدواریم به گوش مسئولان برسد و چاره و تدبیری برای رفع این مشکلات در پیش بگیرند.
۱-کلاس های ضمن خدمت غیر انتفاعی:
همه می دانیم که آموزش نیروی انسانی٬ از وظایف مهمّ هر سازمان است و هر سازمانی برای پیشرفت و اعتلای کار خود و جهت دستیابی به هدف های مهمّی که دارد٬ همسو با تغییرات دنیای علم و فنّاوری ناگزیر از صرف بودجه در جهت ارتقای دانش و مهارت کارکنان خود می باشد. برای نیل به این هدف مهم٬ وزارت آموزش و پرورش نیز هم چون وزارت خانه های دیگر٬ از سال های دور بخش عمده ای از بودجه اش را به آموزش نیروی انسانی و کلاس های ضمن خدمت اختصاص داده بود؛ چرا که وظیفه و فعّالیّت اصلیِ آن٬ آموزش و یادگیری است و حدود یک دهه قبل٬ برای معلّمانی که دوره های ضمن خدمت را با موفّقیّت می گذراندند٬ امتیازاتی در نظر گرفته می شد؛ از جمله این موارد:
   هر همکاری که ۱۷۶ ساعت ضمن خدمت را می گذراند٬ از امتیازاتی هم چون یک ماه پاداش و یک سال تعجیل در گروه های سنواتی برخوردار می شد و این امتیاز٬ منحصر به یک مرتبه نبود٬ بلکه یک همکار می توانست  با حضور در کلاس های ضمن خدمت بیش تر و گذراندن آن ها٬ چند بار در طول دوران خدمت از این مزایا برخوردار شود. علاوه بر این٬ گواهی نامه های ضمن خدمت در فرم های ارزشیابی آخر سال٬ جا به جایی٬ تغییر مقطع٬ معلّم نمونه و اعزام به خارج دارای امتیاز قابل توجّهی بود. در نتیجه همکاران برای شرکت در دوره های ضمن خدمت٬ انگیزه ی خوبی داشتند.
   متأسّفانه بعدها مزایایی هم چون پاداش و تعجیل حذف گردید و از سال تحصیلی (۹۳-۹۲) با کمال تعجّب شنیدیم که همکاران برای شرکت در کلاس های ضمن خدمت باید هزینه ای پرداخت نمایند! جالب است که این همه تغییر در مدّت کم تر از ده سال اتّفاق افتاده است و نمی دانم این کار در راستای تحوّل بنیادین است یا خیر. در هر صورت در نتیجه ی این کار٬ تعداد زیادی از همکاران٬ به خصوص آن هایی که از سابقه و امتیاز بالایی برخوردارند٬ در دوره ها شرکت نمی کنند و در نتیجه از محتوای این دوره ها و تغییرات کتاب ها و رویکرد و روش تدریس آن ها بی خبر و بی اطّلاع باقی می مانند و این موضوع به تدریس آن ها و یادگیری دانش آموزانشان ضربه خواهد زد و در نهایت٬ ضربه ی اصلی بر پیکر آموزش و پرورش وارد می شود. درست است که باید همکاران با انگیزه های درونی در دوره ها شرکت نمایند و هدفی جز ارتقاء دانش و مهارت های خود و موفّقیّت بیش تر در امر تدریس نداشته باشند٬ با این حال نمی توان از تأثیر انگیزه های بیرونی غافل شد و آن ها را به فراموشی سپرد٬ چرا که بسیاری از همکاران٬ تحت تأثیر انگیزه های بیرونی هستند و با وجود مشکلات اقتصادی و گرفتاری ها و مشغله های مختلف نمی توانند برای شرکت در دوره های ضمن خدمت هزینه ای بپردازند و چه بسا عطای کلاس های ضمن خدمت را به لقایش ببخشند.
   ۲-نورچشمی ها:
   متأسّفانه پارتی بازی و رابطه مداری در آموزش و پرورش غوغا می کند. به عنوان نمونه در یک مدرسه٬ فردی سرایدار است که هیچ ارتباطی با آن مدرسه ندارد٬ بلکه محلّ کارش جایی خارج از آن مدرسه است و فقط به علّت داشتن پارتی و خویشاوندی با یکی از آقایان٬ در آن مدرسه - که دارای فضا و امکانات خوبی است - سکونت دارد؛ در حالی که مستخدم همان مدرسه باید اجاره نشین باشد و هر روز مسافت خانه تا مدرسه را طی نماید. جالب آن که مدیر و معاونان و معلّمان مدرسه٬ سرایدار مدرسه ی خود را نمی شناسند و حتّی اسم و فامیلش را نمی دانند٬ فقط می دانند که نورچشمیِ فلان آقا می باشد و هنگامی که یکی از مسئولین اداره از برخی ناهماهنگی ها و ضعف همکاری در برگزاری یک آزمون گلایه می کند و با پاسخ مدیر مدرسه در این خصوص مواجه می شود٬ تصمیم می گیرد فکری به حال این وضع بکند٬ ولی ایشان هم متوجّه می شود که به این راحتی ها نمی شود سرایدار مدرسه را عوض کرد!
   ۳-بوریاباف و کارگاه حریر!
   « بوریاباف اگر چه بافنده است                        نبرندش به کارگاه حریر! »       (سعدی)
یادم می آید زمانی که ما دانش آموز بودیم٬ بعضی وقت ها به دلیل کمبود نیرو٬ یک معلّم ریاضی٬ قرآن و هنر هم تدریس می کرد یا یک معلّم شیمی٬ ریاضی هم درس می داد که البتّه الآن هم در بعضی از مناطق وجود دارد. ولی ابتکاری که در ۴-۳ سال اخیر رخ داد٬ تدریس یک دانش آموخته ی مهندسی کشاورزی در یکی از پایه های مقطع ابتدایی بود! شاید باورتان نشود٬ در بازدید سرگروه های آموزشی از مدارس٬ من خود شاهد بودم که یک معلّم با رشته ی تحصیلی زبان انگلیسی یا هنر در کلاس اوّل ابتدایی تدریس می کرد و شنیده ام که برخی از معلّم ها - یا بهتر بگویم: سرباز معلّم ها - حتّی توانایی اداره ی کلاس و برقراری نظم و انضباط را ندارند و دائم بین آن ها٬ مدیر و معاون٬ دانش آموزان و اولیا جنگ و دعوا وجود دارد و البتّه این بندگان خدا گناهی ندارند؛ چرا که برای این کار ساخته نشده اند. در واقع٬ مقصّر اصلی وزارت آموزش و پرورش و نمایندگان مجلس هستند که هر زمانی٬ به بهانه ی کمبود نیرو٬ یک عدّه را با عنوان معلّم حقّ التّدریس٬ نهضتی٬ سرباز معلّم٬ مربّی پرورشی و ... استخدام می کنند. کلاس ها و دوره های بدو خدمت هم دردی را دوا نمی کند و نمی تواند کسی را که برای معلّمی ساخته نشده٬ به یک معلّم موفّق تبدیل نماید؛ در حالی که از « تربیت معلّم » که تنها روش صحیح برای تربیت نیروی انسانیِ کارآمد در آموزش و پرورش است٬ غافل شده ایم و فضاها و امکانات مراکز تربیت معلّم را به مرور زمان به این و آن می بخشیم و باز هم مثل همیشه دودِ سیاست های نادرست و نسنجیده به چشم دانش آموزان و جامعه می رود!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 25 مرداد 1393 :: نویسنده : ابوالقاسم محمد خلیلی پور رودی
نظرات ()
دوشنبه 10 شهریور 1393 06:28 ب.ظ
با سلام و احترام
باید عرض کنم ، یادداشت شما همکار خوبم را مطالعه کردم، اشاره خوبی به برخی از مشکلات نظام آموزشی و همچنین اشاره ایی هم به روا بط بجای ضوابط داشتید...در کل بنوعی شایسته سالاری در بعضی از عزل ونصب ها جایش رابه رابط سالاری داده!!!
مطالبی که اشاره فرمودید بنده در سالهای اخیر خدمتم کاملا" آن را لمس کرده ام. در یک جمله عرض کنم وزیر اسبق وزارت آموزش و پرورش جناب آقای حاجی بابایی تیشه به ریشه نظام آموزشی کشور زد و رفت!

در آن زمان یکی از معاونیش اشاره داشتند که سنگی را که آقای حاجی بابایی... انداخته اند!! تا بیست سال آینده هم نمی شود از چاه در آورد!!تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!!...
ابوالقاسم محمد خلیلی پور رودی سلام٬ پاسخ شما را در کامنت بعدی تان نوشته ام. سپاسگزارم!
دوشنبه 10 شهریور 1393 06:27 ب.ظ
ادامه


آقای خلیلی پور رودی، برخی از مسئولان آموزش و پرورش می‌گویند که این نظام ، یعنی نظام آموزشی جدید نتیجه مطالعات تطبیقی و مقایسه نظام آموزشی کشور ما و 123 کشور دنیا است، نگاهی به تاریخ آموزش و پرورش ایران نشان می‌دهد که سیستم 6-3-3 تا سال 1345 شمسی در آموزش و پرورش ایران برقرار بوده و نظامی صد درصد بومی است. تغییر ساختار کنونی هم نوعی بازگشت به ساختار قدیمی آموزش و پرورش محسوب می‌شود.!...
مرا دردیست اندر دل اگر گویم زبان سوزد/ اگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد.

بدون تعارف عرض میکنم نظام آموزشی که آقای حاجی بابایی صرفا" با توجه به سند تحول بنیادین البته بنظر خودشان!! پیاده کردند ظلم بزرگی به دانش آموزان ،معلمین و خانواده ها شد.گرچه تحولات بوجود آمده مزایای هم دارند ولی خیلی هم کارشناسان نبوده ونیست.

در خاتمه عرض میکنم همه اهداف این است که مدارس همچون حوضه اداره شود و مطالب آن هم از جای دیگر به ما دیکته شود، مدارس قرآنی استانها نمونه اولیه این حرکت است...هرچند ما نه مخالف حوزه هستیم نه مخالف مدارس قرآنی ولی هر کاری جایگاه خودش راباید داشته باشد
متاسفانه مقصر خود ما هستیم و البته گاهی اوقات هم خود محوری مسولین ذی ربط...نیاز آموزش وپرورش به معلمین مجرب و کاردان است.
امروز حتی دانشگاه فرهنگیان هم دردی از جامعه و نظام آموزشی دوا نمیکند صرفا" مدرک میدهند!
بنابر این ، معضلات و مشکلات موجود، همچنان لاینحل باقی خواهد ماند ، در آینده ما دانش آموزانی که بار علمی داشته باشند با این نظام آموزشی تحویل جامعه نخواهیم داد.

در جامعه ایی که اعلام شود اینترنت پر سرعت حرام است!!! تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!!
موفق وپایدار باشید
ابوالقاسم محمد خلیلی پور رودی سلام جناب آقای رجبی بزرگوار٬ ممنون از شما و نظرات اندیشمندانه و خوبتان. به نظر من٬ همه ی این مشکلات ناشی از وابستگی آموزش به سیاست است. افلاطون در بیش از ۲۰۰۰ سال قبل می گفت: « آموزش باید از سیاست جدا باشد و مستقل عمل کند. » ؛ ولی ما هنوز این مسئله را متوجّه نشده ایم!! وزیر آموزش و پرورش٬ یک نیروی سیاسی است٬ نه یک معلّم کاردان٬ آگاه و خبره؛ در نتیجه نمی تواند مشکلات آموزش و پرورش را حل نماید.
دوشنبه 10 شهریور 1393 04:17 ب.ظ
کسی بهتر از این نمی توانست با این کار ها آموزش و پرورش را از بین ببرد و ما ده سال بعد نتایج آن را در جامعه خواهیم دید.
خدا به داد ما و جامعه برسد
ابوالقاسم محمد خلیلی پور رودی سلام٬ ممنون؛ آمین!
دوشنبه 10 شهریور 1393 04:15 ب.ظ
سلام و درود بر شما
مواردی که از آنها نام بردید معضلاتی هستند که در آموزش و پرورش وجود دارند اکنون هرکس که از راه رسیده معلم ابتدایی می شود و شرط نقل و انتقال شده که باید در ابتدایی تدریس تدریس کنند در حالیکه از روی اجبار به این کار دست می زنند و در اثر نداشتن آگاهی کافی به روانشناسی کودک و روش های تدریس ابتدایی متاسفانه به جای رسیدن به هدف متعالی به ناکجا آباد می روند.
ابوالقاسم محمد خلیلی پور رودی با سلام و تحیّت فراوان؛ ممنون! کاملاً درست می فرمایید؛ شاید مسئولان آموزش و پرورش هم مانند آن بنده خدایی فکر می کنند که در پاسخ به گلایه ی معلّم فرزندش از ضعف درسیِ وی٬ گفته بود: اگر فرزندم به هیچ جایی نرسد٬ حدّاقل معلّم کلاس اوّل خواهد شد!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.