تبلیغات
به وسعت آسمان - ستارگان هدایت(۲)
 
درباره وبلاگ
نظرسنجی
به نظر شما اجرای نظام 3-3-6 و شروع آن در سال تحصیلی (92-91) تا چه حد موفّق بوده است؟






جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

به وسعت آسمان




    « اِلّا تَنصُرُوهُ فَقَد نَصَرَهُ اللهُ اِذ اَخرَجَهُ الَّذینَ کَفَرُوا ثانِیَ اثنَینِ اِذ هُما فِی الغارِ اِذ یَقولُ لِصاحِبِهِ لاتَحزَن اِنَّ اللهَ مَعَنا فَاَنزَلَ اللهُ سَکینَتَهُ عَلَیهِ وَ اَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَم تَرَوها وَ جَعَلَ کَلِمَةَ الَّذینَ کَفَرُوا السُّفلی وَ کَلِمَةُ اللهِ هِیَ العُلیا وَاللهُ عَزیزٌ حَکیمٌ » (توبه٬ ۴۰) « اگر او را یاری نکنید٬ البتّه خدا یاریش کرده٬ آن دم که کافران او را (از مکّه) بیرون راندند (که یک همراه بیش تر نداشت و او) یکی از دو نفر بود٬ آن گاه که آن ها در غار بودند٬ وقتی به همراه خود (ابوبکر) می گفت: اندوه مدار که خدا با ماست. پس خدا آرامش خود را بر او نازل کرد و او را با سپاهیانی که نمی دیدید تقویت نمود٬ و سخن کافران را پست ترین قرار داد و سخن خداست که برترین (سخنان) است٬ و خدا شکست ناپذیر حکیم است. »(قرآن کریم٬ ترجمه ی استاد ابوالفضل بهرام پور)                                                   
                                   
   
   هنگامی که رسول خدا (صلّی الله علیه و آله وسلّم) به یارانشان امر فرمودند که به یثرب (مدینه) هجرت نمایند٬ ابوبکر صدّیق هم برای اطاعت از فرمان پیامبر٬ خود را آماده کرد و نزد آن حضرت رفته برای هجرت اجازه خواست؛ پیامبر اکرم (ص) فرمودند: عجله نکن؛ امید است خداوند در این سفر٬ رفیقی برایت قرار دهد. وقتی که ابوبکر از افتخار همراهی با پیامبر (صلّی الله علیه و سلّم) که از سوی خدا نصیبش شده بود٬ باخبر شد٬ از شدّت خوش حالی اشک از چشمانش سرازیر شد و دو شتر سفید برای سفر فراهم نمود و خانواده اش را برای فداکاری و خدمت به رسول خدا (ص) آماده کرد. هنگامی که همراه با پیامبر خدا (ص) به سوی غار ثور می رفتند٬ گاهی پشت سر و گاهی جلوی پیامبر٬ لحظه ای سمت راست و لحظه ای دیگر سمت چپِ آن حضرت راه می رفت و خیلی نگران جان پیامبر (صلّی الله علیه و سلّم) بود. وقتی که پاهای پیامبر زخمی شد و توان حرکت نداشت٬ ایشان را بر دوش خود سوار کرد و تا درِ غار ثور بالا برد. سپس از پیامبر اجازه گرفت و درون غار رفت تا آن جا را بررسی کند که مبادا حیوان درنده یا گزنده ای در آن جا باشد و به رسول خدا آسیبی نرسانَد. آن گاه که مطمئن شد٬ بیرون آمد تا پیامبر (ص) را به داخل غار ببرد٬ امّا یادش آمد که حفره های غار را نبسته است. از رسول خدا (ص) اجازه گرفت تا دوباره به داخل غار برود و سوراخ های موجود در غار را با تکّه پارچه هایی از پیراهنش ببندد.  سپس آن حضرت را به داخل غار برد. مشرکان ردّپای آن دو بزرگوار را تعقیب کردند و به درِ غار رسیدند؛ نگرانیِ ابوبکر نسبت به جان مبارک پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بیش تر شد و در حالی که اشک می ریخت٬ به رسول خدا (ص) گفت: اگر یکی از آنان زیر پای خود را نگاه کند٬ حتماً ما را می بیند. پیامبر (ص) فرمودند: « ای ابوبکر! چه طور فکر می کنی درباره ی دو نفری که خداوند٬ سومین آن هاست؟! (یعنی خداوند٬ یار و حافظ آنان است.) » این بود گوشه ای از فداکاری٬ ایثار و مهربانی ابوبکر صدّیق؛ آری! اگر غیر از این می بود٬ هرگز ترکیبِ معروف « یارِ غار » و نسبت دادنِ آن به دوستان صمیمی٬ همدل٬ مهربان و فداکار بر سر زبان ها نمی افتاد!

  نام: عبدالله         نام پدر: عثمان (ابوقحافه)            نام مادر: سلمی (امّ الخیر)             لقب: صدّیق٬ عتیق          کنیه: ابوبکر           محلّ تولّد: مکّه               محلّ وفات: مدینه           عمر شریف: ۶۳ سال             نسبت با پیامبر: پدر زن٬ باجناق و یار غار و دوست نزدیک پیامبر (ص)٬ جانشین آن حضرت و خلیفه ی اوّل مسلمانان         نام همسران: قتله (قتیله)٬ امّ رومان (زینب= مادر حضرت عایشه)٬ اسماء بنت عمیس (خواهر ناتنی امّ المؤمنین میمونه بنت الحارث) و حبیبه بنت خارجه              نام فرزندان: عبدالله٬ عبدالرّحمان٬ محمّد٬ اسماء٬ امّ المؤمنین عایشه و امّ کلثوم               مدّت خلافت: ۲ سال و سه ماه            تاریخ وفات: سه شنبه ۲۲ جمادی الآخر سال ۱۳ هجری          محلّ دفن: مدینه٬ حجره ی حضرت عایشه (رض) در جوار ضریح رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم)

برخی از صفات (ویژگی ها):
   حضرت ابوبکر صدّیق (رضی الله عنه) مردی سفیدپوست و لاغراندام بود؛ چهره اش اندکی استخوانی و موی سرش پرپشت و قامتش اندکی خمیده بود. ایشان٬ شخصی راستگو و درستکار٬ بسیار مهربان٬ دلسوز و خیرخواه٬ نیکوکار٬ خودساخته٬ فداکار٬ غریب دوست و مهمان نواز بودند. بسیار عاقل و خردمند و دارای روحی قوی بودند و در مشکلاتِ سخت و طاقت فرسا٬ بسیار بااراده و قاطع بودند و در اجرای اوامر خدا و رسول (ص) از سرزنش و ملامتِ هیچ ملامت کننده ای نمی ترسیدند. حتّی قبل از اسلام و پیش از تحریم شُرب خَمر٬ هرگز لب به شراب نزدند و به هیچ وجه بتی را عبادت نکردند. از علم انساب٬ بهره ی زیادی داشتند. از کمک به مستمندان و دستگیری از درماندگان دریغ نداشتند. در انفاق و صدقه دادن و سخاوت و بخشش سرآمد بودند. پیش از اسلام٬ از سرمایه داران و ثروتمندانِ مکّه بودند و همه ی اموال خود را در راه گسترش اسلام خرج نمودند. متواضع و فروتن٬ نرم دل و رئوف٬ پاکدامن و باگذشت٬ حلیم و بردبار بودند.
 
فضایل آن حضرت در احادیث پیامبر (ص):
۱-ابوهریرة (رض) می گوید: پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: « هر کس به ما احسان و نیکی کرد٬ توانستیم پاداش و جواب آن را بدهیم٬ به جز ابوبکر که نتوانستیم پاداشِ احسان و نیکیِ او را بدهیم. به راستی خداوند در روز قیامت٬ نیکی و احسانی را که ابوبکر به ما کرده است٬ پاداش می دهد. و آن اندازه که ثروت و مال ابوبکر به من سود رساند٬ هرگز مال و ثروتِ کسی به من سود نرساند. و اگر من خلیلی (دوست خاصّی) انتخاب می کردم٬ حتماً ابوبکر را به عنوان دوست خاصّ خود برمی گزیدم و آگاه باشید و بدانید که دوست و همنشینِ شما (رسول خدا) دوستِ خاصّ خداوند است. (سنن ترمذی٬ جلد ۵ ٬ ص ۶۰۹ ٬ به نقل از خلفای راشدین در کلام پیامبر٬ صص ۸۹-۸۸)

۲-ابوهریرة (رض) می گوید: پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: امروز چه کسی روزه دارد؟ ابوبکر گفت: من. پیامبر (ص) فرمودند: چه کسی از شما جنازه ای را تشییع کرده است؟ ابوبکر گفت: من. پیامبر (ص) فرمودند: چه کسی از شما امروز به مسکینی غذا داده است؟ ابوبکر گفت: من. پیامبر (ص) فرمودند: چه کسی از شما امروز به عیادت بیماری رفته است؟ ابوبکر گفت: من. سپس پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: این کارها در شخصی جمع نمی شود٬ مگر این که آن شخص بدون محاسبه وارد بهشت می شود. (صحیح مسلم٬ ج ۷ ٬ صص ۱۱۷-۱۱۶ و ج ۱۵ ٬ ص ۱۵۶ ٬ به نقل از خلفای راشدین در کلام پیامبر٬ صص ۸۸-۸۷)

۳-جبیر بن مطعم (رض) می گوید: زنی (به قصد حاجتی) نزد پیامبر (صلّی الله علیه و سلّم) آمد. آن حضرت به او فرمودند: باز هم نزد ما بیا. آن زن گفت: اگر آمدم و نبودی٬ چه کار کنم؟ - گویا منظورش این بود؛ اگر آمدم و شما فوت کرده بودید٬ چه کار کنم؟ - پیامبر (ص) فرمودند: اگر من را نیافتی٬ به نزدِ ابوبکر برو. (صحیح بخاری٬ جلد ۴ ٬ ص ۲۲۸٬ حدیث شماره ی ۳۶۵۹)

۴-ابوهریرة (رض) می گوید: پیامبر (ص) فرمودند: جبرئیل نزد من آمد و دستم را گرفت و دری از بهشت را به من نشان داد که امّتِ من از آن در وارد بهشت می شوند. ابوبکر گفت: ای رسول خدا (ص)! دوست داشتم که با تو می بودم تا آن را ببینم. پیامبر (ص) فرمودند: « ای ابوبکر! به راستی تو اوّلین کس از امّت من هستی که وارد بهشت می شوی. (سنن ابوداوود٬ ج ۵ ٬ ص ۴۱ ٬ به نقل از خلفای راشدین در کلام پیامبر٬ ص ۸۸)

۵-انس بن مالک (رض) می گوید: از پیامبر (ص) سؤال شد که چه کسی نزد شما دوست داشتنی تر است؟ پیامبر (ص) فرمودند: عایشه. پرسیدند: از مردان کدام یک دوست داشتنی تر است؟ پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: پدر عایشه (یعنی ابوبکر) دوست داشتنی تر است. (سنن ابن ماجه٬ ج ۱ ٬ ص ۳۶ ٬ به نقل از خلفای راشدین در کلام پیامبر٬ ص ۹۰)

برخی از سوابق درخشان در اسلام:
۱-اوّلین کسی که از مردان به پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) ایمان آورد٬ حضرت ابوبکر صدّیق بود.
۲-نخستین مبلّغ در اسلام پس از پیامبر (ص)٬ ابوبکر (رض) بود؛ وقتی تعداد مسلمانان به ۳۸ نفر رسید٬ ابوبکر از پیامبر (ص) اجازه گرفت تا در مسجد الحرام٬ در جمع مردم صحبت کند و مردم را به یکتاپرستی واطاعت از رسول خدا (ص) دعوت نماید. در نتیجه ی آن٬ به شدّت توسّط مشرکان قریش از جمله عُتبة بن ربیعه مورد شکنجه و ضرب و شتم قرار گرفت و صورتش از شدّت جراحات٬ قابل شناسایی نبود و بیهوش شد. وقتی به هوش آمد٬ اوّلین سخنش این بود: دوستم محمّد (ص) کجاست؟
۳-مسلمان شدن اشخاص معروف و سابقین اوّلین از مهاجران با دعوت و تبلیغ حضرت ابوبکر (رضی الله عنه) از جمله: عثمان بن عفّان٬ طلحة بن عبیدالله٬ زبیر بن عوام٬ سعد بن ابی وقّاص٬ عبدالرّحمان بن عوف٬ ابوعبیدة بن جرّاح٬ زید بن ابی ارقم و ...
۴-خریدن غلامان و کنیزهای مسلمان از ثروتمندان مشرک و آزاد کردن آن ها در راه خدا (از جمله بلال بن رباح٬ عامر بن فُهَیرة٬ بانویی به نام لبینه و ...)
۵-همراهی با رسول خدا (ص) در سفر هجرت (از مکّه به مدینه) و فداکاری های بسیار در این موقعیّت و تنها یار و همدم پیامبر (ص) در غار ثور؛
۶-شرکت در همه ی غزوات و همراهی با رسول خدا در جهاد با کفّار و دفاع از پیامبر (ص) حتّی در معرکه های هولناکی هم چون جنگ اُحُد و حُنَین که بسیاری از اصحاب غافلگیر و پراکنده شدند؛
۷-امارت حجّ مسلمین که یکی از ارکان مهمّ اسلام است. (حضرت ابوبکر صدّیق٬ تنها کسی بود که افتخار این منصب از سوی پیامبر (ص) نصیبش شد.)
۸-امامت نماز در حیات پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به دستور ایشان؛ (پیامبر اکرم (ص) در هنگام بیماری وفاتشان٬ حضرت ابوبکر صدّیق را به عنوان پیشنماز تعیین فرمودند و حضرت ابوبکر (رض) در این مدّت٬ هفده نماز را برای مردم امامت نمودند.)
۹-اوّلین جانشین پیامبر (ص) و تنها کسی که به « خلیفه ی رسول الله (ص) » ملقّب گردید؛ زیرا خلفای بعد از ایشان ملقّب به « امیرالمؤمنین » بودند.
۱۰-مبارزه با مرتدّین و مانعین زکات و پیامبران دروغین و تقویت و گسترش اسلام٬ چنان که آیه ی ۵۴ سوره ی مائده٬ احوال و ویژگی های چنین گروهی را توصیف می کند؛
۱۱-جمع آوری قرآن به پیشنهاد حضرت عمر (رض) و منصوب کردن حضرت زید بن ثابت (رض) برای این اقدام بزرگ برای آن که با وفات یا شهادت حُفّاظ٬ سوره یا آیه ای از قرآن از بین نرود؛
۱۲-فتح عراق و شام و فراهم کردن مقدّمات حمله به ایران و روم.

خلاصه ای از زندگانی ابوبکر صدّیق (رض):
     ابوبکر (رض) دو سال و چند ماه بعد از میلادِ حضرت محمّد (ص) در شهر مکّه دیده به جهان گشود. او از قبیله ی قریش و از طایفه ی « بنی تَیم » بود. این طایفه در زمان جاهلیّت٬ مسئول جمع آوری مالیات و غرامت بود و آن را برای مستحقّان جمع آوری می کرد و به عنوان امانت در دست آنان بود تا اگر حادثه ای پیش بیاید که موجب غرامت باشد٬ از آن محل پرداخت شود. ابوبکر به شغل تجارت مشغول بود و به سبب علم و خردمندی اش٬ بیش تر بزرگان قریش درباره ی مسائل مهم با او مشورت و به رأی و نظرش عمل می کردند. هنگامی که حضرت محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) از طرف خدا به پیامبری برگزیده شدند٬ ابوبکر نخستین شخص از مردان بود که به نبوّت آن حضرت ایمان آورد؛ از زنان حضرت خدیجه (رضی الله عنها)٬ از کودکان حضرت علی (رضی الله عنه) و از غلامان٬ حضرت زید بن حارثه (رضی الله عنه) نخستین کسانی بودند که به پیغمبر اسلام (ص) گرویدند. زمانی که خداوند منّان٬ پیامبر گرامی اش را به اسراء و معراج برد٬ مشرکان با شنیدن صحبت های پیامبر درباره ی آن٬ بیش از پیش به تکذیب آن حضرت پرداختند؛ ولی ابوبکر (رضی الله عنه) بلافاصله فرموده های پیامبر خدا را تصدیق نمود و گفت: خدایی که قادر است جبرئیل (علیه السّلام) را از آسمان به سوی رسولش بفرستد٬ می تواند پیامبرش را درشب٬ از زمین به آسمان ببرد و این٬ چیز عجیبی نیست. این جا بود که پیامبر اکرم (ص) به ایشان٬ لقب « صدّیق » دادند؛ یعنی کسی که بسیار راستگو و درستکار است و پیامبر (ص) را تصدیق می کند. در صلح حدیبیّه٬ زمانی که قرارداد صلح بین رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و کافران قریش نوشته شد٬ بسیاری از یاران پیامبر (ص) نسبت به برخی از بندهای قرارداد ناخشنود نبودند٬ امّا حضرت ابوبکر صدّیق (رض) به حکمتِ کارِ پیامبر (ص) ایمان راسخ داشت و مدّتی بعد٬ همه فهمیدند که حق با پیامبر و ابوبکر بوده است.
   
   موقعی که ناگوارترین خبر دنیا٬ یعنی رحلت پیامبر اکرم (ص) در مدینه پخش شد٬ مسلمانان دچار حُزن و اندوه شدیدی شده بودند و نمی توانستند این خبر را باور کنند٬ امّا باز هم این ابوبکر (رض) بود که با آن عظمت روحی اش به سخنرانی پرداخت و دل های مؤمنان را آرام نمود و به آنان یادآوری کرد که اگر حضرت محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) وفات کرده اند٬ خدا زنده است و دین خدا و کلام او در میان ماست؛ پس باید به فرامینِ خدا و رسول او (ص) عمل نماییم. پس از آن٬ به ابوبکر و عمر (رضی الله عنهما) خبر رسید که گروهی از انصار در سقیفه ی بنی ساعده جمع شده اند و می خواهند خلیفه ای برگزینند. آن دو بزرگوار بلافاصله به آن جا رفتند. معلوم شد که انصار تصمیم گرفته اند که سعد بن عباده (رض) را به خلافت انتخاب نمایند. سخنگوی آنان گفت: ما انصارِ دین خداوند و سربازان اسلام بوده و هستیم و شما مهاجران را جماعتی از خود می شماریم٬ امّا عدّه ای از میان شما مهاجرین آمده و می خواهند در میان ما جدایی بیفکنند و حقّ ما را نادیده بگیرند و از این میدان خارج کنند. حضرت ابوبکر (رض) پس از گوش دادن به سخنان انصار٬ فرمودند: خیر و منزلتی را که برای خود ذکر کردید٬ شایسته ی آن هستید؛ امّا مردم عرب٬ این موضوع (خلافت) را تنها برای قریش می شناسند٬ زیرا در میان مردم عرب٬ آن ها دارای نسب و جایگاهی میانه اند. سپس دست عمر بن خطّاب و ابوعبیدة بن جرّاح (رضی الله عنهما) را گرفته فرمودند: « من برای قبول این مسئولیّت٬ یکی از این دو نفر را به شما پیشنهاد می کنم. » امّا آن دو بزرگوار٬ نپذیرفتند و گفتند: پناه بر خدا که بخواهیم چنین مسئولیّتی را بپذیریم٬ در حالی که ابوبکر در میان ماست؛ کسی که رسول خدا (ص) در امر دین٬ او را امامِ ما گردانیدند؛ چرا در امر دنیایمان٬ امام و رهبرِ ما نباشد؟! حضرت عمر (رض) به حضرت ابوبکر گفتند: دستتان را بدهید تا با شما بیعت کنم. پس از حضرت عمر٬ ابوعبیده و دیگر مهاجرینی که در آن جا بودند و سپس انصار٬ با ابوبکر صدّیق به عنوان خلیفه و جانشین پیامبر (ص) بیعت نمودند. روز بعد در اجتماعی بزرگ تر در مسجد النّبی (ص)٬ مهاجرین و انصار از جمله حضرت علی (رض) و حضرت زبیر (رض) با ابوبکر صدّیق٬ یار غارِ پیامبر (ص) بیعت کردند.
 
  حضرت ابوبکر (رض) با دو مسئله ی مهم مواجه بودند؛ یکی تجهیز سپاه اُسامة (رض) به فلسطین برای مقابله با سپاه روم که قصد حمله به مسلمانان را داشت و پیامبر (ص) آن را مهیّا نموده و در روزهای پایانی عمر شریفشان٬ بر اعزام آن تأکید نموده بودند و دیگری مبارزه با مرتدّان٬ پیامبران دروغین و کسانی که خود را مسلمان می نامیدند٬ امّا از دادن زکات سر باز زده بودند. بیش تر اصحاب از جمله حضرت عمر فاروق (رض) بر این عقیده بودند که بهتر است فعلاً سپاه اسامة را به فلسطین نفرستند؛ زیرا خطر دشمنان داخلی بیش تر از دشمن خارجی بود و با فرستادن این سپاه٬ مدینه نیروی کافی برای مبارزه با دشمنان نداشت. با این حال حضرت ابوبکر (رض) نپذیرفتند و فرمودند: به خدا قسم پارچه ی پرچمی را که رسول خدا (ص) با دست مبارک خود بست و بیاراست٬ باز نخواهم کرد. با عبور لشکر اسامة از سرزمین شورشیان٬ خداوند در دل های آنان رعب و وحشت ایجاد کرد و آنان با خود گفتند: حتماً در مدینه سربازان و تجهیزات کافی برای دفاع وجود دارد٬ وگرنه خلیفه چنین سپاهی را به جنگ با رومیان نمی فرستاد. بار دیگر ایمان قوی٬ هوشیاری و فراست و عظمت روحی ابوبکر باعث شد اسلام و مسلمین از خطری بزرگ محافظت شوند و خداوند٬ مسلمانان را بر شورشیان و مرتدّین پیروز گرداند و آن ها سرکوب یا تسلیم شدند و اسامة نیز توانست سپاه روم را که تعدادش بیش تر از لشکر اسلام بود٬ شکست دهد.
                                 

سخنان حضرت علی (رض) پس از وفات حضرت ابوبکر (رض):
   هنگامی که مردم مدینه خبر وفات حضرت ابوبکر (رض) را شنیدند٬ بسیار غمگین شدند. حضرت علی (رض) شتابان و گریان نزدیک در خانه ی ابوبکر (رض) ایستادند و فرمودند: « ای ابوبکر! خدا تو را رحمت کند. قسم به خدا تو اوّلین نفری بودی که به خداوند ایمان آوردی و مخلص ترین بندگان بودی از جهت ایمان٬ قوی ترین آنان بودی از نظر اعتقاد٬ تو بیش تر از هر کسی از رسول خدا (ص) حمایت نمودی٬ از همه کس به رسول خدا (ص) از حیث اخلاق٬ فضایل و راه و روش نزدیک تر بودی٬ خداوند تو را به سبب خدمت به خدا و دینش و رسول خدا پاداش نیک دهد. رسول خدا (ص) را تصدیق کردی در حالی که مردم او را تکذیب می کردند٬ در راه او ایثار کردی در حالی که دیگران از دادن مال خود به او امساک می کردند٬ در راه او قیام کردی٬ در حالی که دیگران از این کار سر باز زدند. خداوند در قرآن تو را صدّیق نامیده و فرمود: « وَالَّذی جاءَ بِالصِّدقِ وَ صَدَّقَ بِهِ »  که در این آیه منظورِ خدا٬ پیامبر و تو بودید. تو برای کفّار مصیبت بار بودی. حجّت تو از راه راست منحرف نشد٬ بینش تو سستی نگرفت٬ روح تو فتور نیافت٬ مانند کوهی بودی که بادهای شدید آن را به حرکت در نیاورد و طوفان های سهمگین٬ آن را از پای در نیاورد. همان گونه که رسول خدا (صلّی الله علیه و سلّم) فرمود؛ در بدن ضعیف بودی٬ امّا در دینت قوی بودی٬ روحاً متواضع بودی٬ ولی در نزد خدا پاداشی عظیم داشتی. در روی زمین بزرگ مردی بودی و در نزد مسلمین مقامی والا داشتی. اَحَدی نتوانست از جانب تو به سود و هوای شخصی دسترسی پیدا کند. ضعیف در نزد تو قوی بود و قوی در نزدت ضعیف٬ تا حقّ ضعیف را از قوی بگیری و آن را به ضعیف بازگردانی. خداوند ما را نیز از اجر و پاداش تو محروم نکند و بعد از تو ما را گمراه نکند. » (عشره ی مبشّره٬ صص ۴۱-۴۰)
«خواجه ی اوّل که اوّل یار اوست                         ثانی اثنین اِذ هُما فِی الغار اوست
صدرِ دین٬ صدّیق اکبر٬ قطبِ حق                       در همه چیز از همه برده سبق
هر چه حق از بارگاه کبریا                                ریخت در صدرِ شریف مصطفی (ص)
آن همه در سینه ی صدّیق ریخت                      لاجرم تا بود از او تحقیق ریخت
چون تو کردی ثانی اثنینش قبول                       ثانی اثنین او بُوَد بعدِ رسول (ص)»
                                                                    (منطق الطّیر٬ عطّار نیشابوری رحمة الله علیه)

۱-« و آن کس که (سخن) راست آورد و آن را تصدیق نمود (و به آن عمل کرد)٬ آن ها حقّاً پرهیزکارانند. » (سوره ی زمر٬ آیه ی ۳۳ ٬ ترجمه ی استاد ابوالفضل بهرام پور)
منابع:
۱-قرآن کریم٬ ترجمه ی استاد ابوالفضل بهرام پور.
۲-بخاری٬ محمّد بن اسماعیل(رح)٬ صحیح بخاری٬ مترجم: عبدالعلی نوراحراری٬ تربت جام: شیخ احمد جام٬ چاپ اوّل٬ ۱۳۸۸ ٬جلد چهارم.
۳-سالاری٬ علیرضا٬ خلفای راشدین در کلام پیامبر اسلام (ص) برگرفته از احادیث صحیح کتب ستّه٬ تربت جام: شیخ احمد جام٬ اوّل٬ ۱۳۸۴.
۴-خطیب٬ (مرحوم) سیّد عبدالرّحیم٬ شیخین: ابوبکر و عمر٬ تهران: احسان٬ نهم٬ ۱۳۸۸.
۵-اسلام نیا٬ فریدون٬ عشره ی مبشّره٬ ارومیّه: حسینی اصل٬ پنجم٬ ۱۳۸۶.
۶-خالدی٬ صلاح عبدالفتّاح٬ خلفای راشدین از خلافت تا شهادت٬ ترجمه ی عبدالعزیزسلیمی٬ تهران: احسان٬ اوّل٬ ۱۳۸۲.
۷-سباعی٬ مصطفی (دکتر)٬ داستان زندگی خلفای راشدین برای کودکان و نوجوانان٬ ترجمه ی عبدالعزیزسلیمی٬ سنندج: پرتو بیان٬ دوم٬ ۱۳۸۷.
۸-عطّار٬ فریدالدّین محمّد٬ منطق الطّیر و الهی نامه٬ به سعی و اهتمام پروین قائمی٬ تهران: پیمان٬ پنجم٬ ۱۳۸۷.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 12 شهریور 1393 :: نویسنده : ابوالقاسم محمد خلیلی پور رودی
نظرات ()
شنبه 22 شهریور 1393 12:55 ب.ظ
سلام آقای خلیلی. کتابهای شما در تاریخ 10 شهریور ارسال شده است. شماره مرسوله 18310095612200200672 می باشد. لطفا برای پیگیری به اداره پست محا تان مراجعه کنید. ممنون.
ابوالقاسم محمد خلیلی پور رودی سلام٬ ممنون از لطف شما!
دوشنبه 17 شهریور 1393 06:46 ب.ظ
خواف هاستینگ..این فرصت استثنایی را ازدست ندهید!شما نیز یک وب سایت داشته باشید.
طراحی وب سایت و قالب وبلاگ ، سامانه پیامک ، تبدیل وبلاگ به سایت و افزایش بازدید
شروع قیمت ها از 5 هزار تومان
طراحی انواع وب سایت شرکتی،شخصی،اداری،موزیک،دولتی،فروشگاه اینترنتی،تبلیغاتی،مدارس،خبری و...
سه سال فعالیت طراحی سایت ، 100 نمونه کار ، سه مجوز و دو استاندارد جهانی
http://khafhosting.ir
صد نمونه کار ما را در لینک زیر ببینید
http://www.khafhosting.ir/clients/announcements.php?id=10

09334732030
09388278266
باکفایت

فروش ویژه نقدی و اقساطی
پشتیبانی رایگان حتی در ایام تعطیل
مشاوره رایگان قبل از خرید
باتشکر تیم طراحی سایت خواف هاستینگ
شنبه 15 شهریور 1393 06:20 ب.ظ
و من دیدم
كبوترانی را
كه تنها به نشانه شادی
- شاید از استادیوم بزرگ آزادی!-
چگونه و با چه شتابی
به سمت آسمان‌های آبی
پركشیدند
به این امید كه روزی
بر صحن زمینی فرود آیند
كه گنبد آسمانی‌اش
فراتر از ابرها رسیده و
آن‌جا
هر كبوتری با بال‌های خود
دری به كبودی آسمان
كشیده است.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.